189 👁 بازدید

نقد و بررسی سریال کره ای ملکه هفت روزه

ملکه هفت روزه

منتقد: سحر

کاری از تیم آی آر کره

نویسنده: Choi Jin young

کارگردان: Lee Jung sub

پیشگفتار

ملکه هفت روزه یک درام ۲۰ قسمتی محصول ۲۰۱۷ کره جنوبی است با تم غمگین که بر کل سریال سایه انداخته. دوستانی که از افسردگی رنج میبرن این سریال میتونه افسرده ترشون کنه. پس اگر جزو این دسته اید لطفا یک داستان شاد انتخاب کنید. اما اگر از ژانرهای عاشقانهکمدی و مدرن خسته شدید و دنبال تنوع هستید میتونید این درام رو انتخاب کنید.

من این سریال رو به یک موسیقی غمگین تشبیه میکنم. با این سریال لبخند میزنید، عصبی میشید، حرص میخورید، و اشک میریزید. لطفا تا پایان این نقد منو همراهی کنید. (احتمال اسپویل های خفیف وجود دارد)

مقدمه

شروع سریال بسیار ناخوشاینده و با مراسم اعدام شین چه کیونگ آغاز میشه. و دیالوگی گفته میشه که اون حتی ده روز هم ملکه نبوده. همونجا مفهوم اسم این سریالو میفهمیم. ملکه ای که فقط ۷ روز ملکه بود!

بعد از تماشای چند سکانس ناراحت کننده و ظالمانه، زمان به ۷ سال قبل برمیگرده. شاید شین چه کیونگ لحظات آخر عمرش مروری به زندگیش میکنه تا ببینه چی شد که کارش به اینجا کشید! یا با خودش میگه کاش زمان به عقب برمیگشت تا بتونم بعضی چیزا رو عوض کنم!

در طول سریال، این شروع تلخ مثل معمایی ذهنتون رو درگیر خودش میکنه و شما رو دنبال خودش میکشونه تا به همون نقطه ی پایان که در آغاز دیدید برسید. و در طول سریال هم حدسای زیادی میزنید که چی شد کار به اونجا کشید. اما توصیه میکنم برای دونستن پایانش عجله نکنید و به نویسنده اعتماد داشته باشید. چون پایان زیبایی در انتظار شماست که اگر اون رو بدونید دیگه لطفی نخواهد داشت.

خلاصه داستان

لی یونگ پادشاهی را از پدرش به ارث برده. اما وصیت پادشاه فقید قبل از مرگش این بود که بعد از بالغ شدن برادر کوچکتر (لی یوک) تاج و تخت را به او واگذار کند. اما لی یونگ هرطور شده میخواهد بر تخت بنشیند ولی متوجه میشود در همین رابطه وصیتی مخفی از شاه برجای مانده و برای اینکه این وصیت مخفی به دست لی یوک و مادش نیفتد برای نابودی آن به دنبال این وصیت میگردد. و برای حفظ سلطنتش آرزوی نابودی برادرش را دارد.

اما لی یوک برادر بزرگش را دوست دارد و سعی در نشان دادن وفاداری خودش به شاه دارد و تمام تلاشش را میکند تا به او نشان دهد که طمعی برای تاج و تخت ندارد و به او ایمان دارد. اما شاه که به او اعتماد ندارد دستور میدهد با دختر وزیر اعظم ازدواج کند تا خطری برای تاج و تخت او به شمار نرود! و این، آغاز تمام ماجراهاست که بیشتر از این توضیح نمیدم.

معرفی شخصیت ها

شاهزاده لی یوک (Yeon Woo jin):

پسری با غیرت، عاشق، باهوش، دوست داشتنی و با خنده هایی کُشَنده. این غیرتش روی معشوقش خیلی خاص و جالب بود. مطمئنم که حتما دوستش خواهید داشت. بازیگر توانایی بود که من کشفش نکرده بودم. همه جوره هوای چه کیونگ رو داره و مواظبشه. و طاقت دیدن درد و ناراحتیش رو نداره.

شین چه کیونگ (Park Min young):

یه دختر شاد و سرزنده. اما اونقدر ناملایمات دنیا رو میبینه که تبدیل به آدمی غمگین میشه که دیگه حتی لبخندهاش هم تلخه. احتمالا قرارداد گریه باهاش بسته بودن از بس توی این سریال اشک ریخت. و پارک مین یونگ چقدر هم خوب از پس این نقش بر اومد. قلب پاکی داره و واسه هیچ کس شر نمیخواد. سعی میکنه همه چیزو ختم به خیر کنه اما خیلی وقتا شکست میخوره و برعکس میشه.

حافظه ی خوبی داره که بعضی وقتا به کمکش میاد. مثلا اونجایی که به لی یوک میگه چرا داریم فرار میکنیم ما که اشتباهی نکردیم، و حرف نصفه ی یوک رو کامل میکنه… خیلی خوب بود.

لی یونگ (Lee Dong gun):

پادشاهی شکاک که به کسی اعتماد نداره کابوس های شبانه رهاش نمیکنه و هرجور شده میخواد تاج و تختش رو حفظ کنه. فوق العاده زیرک و باهوشه و زندگی آدمها زیاد براش ارزشی نداره و فقط به شین چه کیونگ توجه میکنه.

لی دونگ گون اونقدر زیبا این شخصیت رو بازی کرد که نمیشه کس دیگه ای رو واسه این نقش تصور کرد. بنظرم بازیگر تواناییه چون حالات متفاوتی رو از خودش نشون داد. وقتایی که مهربون بود یا مستبد، همش باور پذیر بود. یه وقتایی خیلی رو اعصابه اما با تمام اینها قابل ترحمه…

شین سو گیون (Jang Hyun sung):

وزیر اعظم و تنها آدم مورد اعتماد جناب شاه. و البته برادر زن شاه. آدم درستکاریه و به شاه وفاداره و هرگز به خیانت فکر هم نمیکنه. از بچگیِ شاه، همراهش بوده و شخص مورد علاقه شاه هست. تحت هیچ شرایطی نمیخواد قولی که سالها قبل به لی یونگ داده رو زیر پا بذاره. تمام هم و غمش دخترشه و نمیتونه ببینه اون توی خطر قرار داره. دلتون براش میسوزه چون از ابتدای سریال میدونید که مظلومانه میمیره.

سونو (Chan sung از گروه ۲PM):

بچه مظوم و آروم سریاله. پسر با غیرتی که حتما دوستش خواهید داشت. گاهی در لفافه سعی میکنه به دختره اعتراف کنه اما اصراری هم نداره علاقشو به طرف بفهمونه. چون طبق معمول، معشوق دلش جای دیگریست و سونو معتقده راه و رسم عاشقی اینه که به فکر و سلیقه معشوقت احترام بذاری. (تو همین مایه ها)

پسر شجاع و درد کشیده ایه اما یه چیزی در موردش مبهم موند. وقتی در کودکی لی یوک آهنگ مارمولکا رو برای بارش باران میخوند، سونو این شعر رو بلد بود که باعث تعجب شاهزاده میشه و میگه این رسم مخصوص قصره تو از کجا بلدی؟! و من منتظر بودم چیزی در این رابطه نشون بدن. نمیدونم شاید فقط خواستن بگن قبلا توی قصر بوده یا برای معرفی پدرش بود!

کوانگ اوه (Kang Ki young) و سوک هی (Kim Min ho):

از بچگی دوستای لی یوک بودن و تا آخر هم کنارش موندن. خیلی همدیگه رو دوست دارن و به شاهزاده وفادارن و بهش اعتماد دارن. و برای هدفش بهش کمک میکنن.

دایه ی چه کیونگ (Yum Hye Ran):

دایه مهربانتر از مادر که میگن ایشونه! از بچگی همراه چه کیونگ بوده و همش نگرانشه. یه وقتایی هم سرش غر میزنه. تو شرایط سخت کنار چه کیونگه و بیشتر وقتا لبخند به لبای چه کیونگ میاره. حتما دوستش خواهید داشت.

یون میونگ هه (Go Bo gyeol):

معلوم نیست با خودش چند چنده. بازیگری درجه ۱۰۰ که خوب هم بازی نمیکنه. اما خب لابد تلاششو کرده دستش درد نکنه! هیچ وقت لبخند نمیزنه و داغ رو دلمون گذاشت. دوست شاهزاده هست و برای هدفش بهش کمک میکنه. کسی جز شاهزاده و البته سونو براش مهم نیست. خیلی کمک میکنه و البته یه جاهایی هم رو اعصابه. ۵۰-۵۰ هست شاید دوسش داشته باشین شایدم نه!

ملکه سابق (Do Ji Won):

ظاهرا همسر دوم شاه فقید. مادر لی یوک و نامادری لی یونگ. با لی یوک مهربانه و برای حفظ پسرش میخواد حتما اونو شاه کنه. کمی قدرت طلبه و برای رسیدن به هدفش از هرکسی حاضره کمک بگیره اما خیلی چیزا هم میتونه زیر پا بذاره. اما طبق معمول سریالای کره ای بیخودی از کسی کینه به دل نمیگیره که بخواد نابودش کنه و واسه خودش دلیل داره. با یک نگاه کلی میتونم بگم مهربانه.

ایم سا هونگ (Kang Shin Il):

مباشر اعظم شاه و تنها نقش سیاه سریال! هرکاری که میکنه در جهت سیراب کردن حرص و طمع خودش برای قدرت و ثروته. کلا تمام فتنه ها رو ایشون استارت میزنه و اگه حضور نداشت یه سریال گل و بلبلی می شد!

وزیر پارک (Park Won Sang):

عموی میونگ هه و از نزدیکان ملکه بیوه و در نتیجه از طرفداران و وفاداران شاهزاده. البته خیانتهایی هم میکنه. ولی یه جاهایی کمک کننده هم هست. کلا خوشم نمیومد ازش آب زیر کاهه.

جانگ ناک سو (Son Eun Seo):

همراه همیشگی شاه. حتی موقع خواب! فک کنین ملکه تو کاخ خودشه اما ایشون همش چسبیده به شاه! ظاهرا صیغه یا معشوقه ی شاه! دوست مباشر اعظم. و با هم نقشه ها و فتنه هاشونو طراحی میکنن. به شاه وفاداره و گویا دوستش هم داره!

نقد

دو قسمت اول سریال شاید زیاد براتون جذاب نباشه چون بیشتر معرفی شخصیتهاست تا در جریان داستان قرار بگیرید. اما بعد از اون واقعا جالبتر میشه و تا آخرین قسمت از اون لذت می برید. خیلی وقت ها شاید پیش خودتون فکر کنین خداروشکر که ما در اون زمان زندگی نمیکنیم. چون خیلی چیزا بی رحمانه ست و شاه مالک جان و اموال مردمه و هرکاری میتونه کنه. و خیلی از اتفاقات ظالمانه ی دیگه که حتی اگر یک سریال تاریخی هم دیده باشین کاملا باهاش آشنایی دارین.

عاشق و معشوق این سریال اونقدر به هم اطمینان دارن و قلبهاشون به هم گره خورده که از راز دل همدیگه باخبرن. و تحت هیچ شرایطی از هم دلسرد نمیشن. و به هم اعتماد دارن. شین چه کیونگ عشق عمیقی به شاهزاده داره اونقدر که به هیچی اهمیت نمیده و فقط میخواد با آرامش کنارش بمونه. و قلب پاک و ساده ای داره که حتی به دروغ های لی یوک هم اعتماد داره.

بنظرم بازیگران دوران نوجوانی و جوانی شبیه به هم انتخاب شده بودن. قضیه ای که توی خیلی از فیلمها بهش توجه نمیشه.

اما نکته ای که تو این سریال برام تازگی داشت این بود که بیشتر شخصیت های این درام نه سفیدن و نه سیاه. و شخصیتهایی که در تقابل همدیگه قرار دارن از جهتی دوستن اما دشمن هم حساب میشن. بذارین با مثال بگم. مثلا وزیر اعظم نقش منفی نداره اما دشمنِ ملکه بیوه (که اونم نمیشه گفت نقش منفی داره) و دوست شاه حساب میشه و از جهتی خطری برای شاهزاده و پدر عزیز شین چه کیونگه که عاشق شاهزاده ست…

همونطور که مشاهده کردید (!) روابط پیچیده ای دارن و هرکدوم از شخصیت ها حتی اگر بنظر مثبت بیان، ممکنه با هم دشمن باشن، به هم اعتماد ندارند و از هم پرهیز میکنن. بنابراین نقش سیاه و سفید خالص نداریم و فقط شین چه کیونگ رو تقریبا میتونم بگم نقش سفیدی داره و البته دایه اش.

این سریال عاشقانه ی با احساسی داشت و چندتا صحنه توی این سریال اتفاق افتاد که خیلی دوستشون داشتم. یکی اونجایی بود که لی یوک پیش چه کیونگ میره و چه کیونگ دستشو برای نوازش صورت یوک بالا میبره و یوک صورتشو جلو میاره. فکر میکنم این صحنه عاشقانه ترین حالت ممکن بود.

یکی دیگه هم اونجایی بود که یوک اندازه هاشو به چه کیونگ میگه. واقعا این صحنه دوست داشتنی و شیرین بود. و بعدا که چه کیونگ ازش استفاده میکرده خیلی بامزه بود. حتی وقتی شاهزاده حضور هم نداره، بینشون عشق جریان داره…

و اتفاق دیگه اونجایی بود که شاهزاده و سونو با چه کیونگ قرار میذارن و هرکدومشون میخوان اول دیده بشن. مردای به اون گنده ای مثل بچه های ۱۰ ساله باهم دعوا میکنن و بعدش که چه کیونگ داخل کجاوه خوابش برده، یوک عاشقانه بهش زل میزنه. خیلی دوست داشتنی بود.

اما کلیشه ای که مخصوصا در درامهای تاریخی میبینیم اینه که بدون علتی که برای بیننده معقول و قانع کننده باشه، قصد دارن قهرمان قصه رو از سر راه بردارن و نابودش کنن. مخصوصا وقتی این حالت مسخره تر میشه که اون قهرمان دختر باشه! اینکارو میکنن که توی فیلم تنش ایجاد کنن و اون آدم رو بدبخت نشون بدن و به نهایت خفت و ذلت برسوننش. ولی قهرمان فیلم آخر سر پیروز میشه از تمام شکنجه ها و تبعیدها و سختی ها و برمیگرده و نقشه همشونو نقش بر آب میکنه! و کارهای کثیفشون رو لو میده و آخر سر هم ملکه ای چیزی میشه…

باعث خوشحالیه که این حالت نامعقول توی این سریال نبود و زیاده روی هم نشده بود که صدبار طرفو برونن و هی مثل قارچ دوباره جلوشون سبز بشه! دلیل منطقی واسه کاراشون وجود داشت که بسی باعث شادمانیه.

این سریال هم طبق معمول جنگ بر سر قدرت و عشقه. خدایی این هنر کره ایاست که از یه موضوع به این سادگی هزارتا داستان درآوردن!

قبلا خبری خونده بودم که پارک مین یونگ گفته بهترین نقشی که بازی کرده اینجا بود. هرچند تمام کارهاشو ندیدم اما بین اونایی که ازش دیدم این بهترینش نبود. شاید کاراکترش کمی متفاوت بود اما من بقیه نقشاش رو هم دوست داشتم و نمیتونم بگم این بهترین بود. اما فکر میکنم پارک مین یونگ در انتخاب نقش هاش اونقدر با سلیقه هست که بشه بهش اعتماد کرد و کارهاشو دید.

معرفی شین چه کیونگ در سریال با هنر سوت زدنش بود که در همون دوران نوجوانیش خیلی استفاده شد اما بعدا هیچ مانوری روش ندادن که خلاف انتظارم بود. و فقط یکبار خیلی کوتاه و بی مزه توجیهی واسش آوردن که این سوال بیننده رو جواب داده باشن. حتی این سوت یه موسیقی متن زیبایی هم داشت که بی دلیل، بعدا در سریال باقی موند اما خبری از سوت نبود. چون بنظر میومد اون موسیقی، آهنگِ تمِ سوت زدن چه کیونگ باشه. کاش حداقل یکبار اونو استفاده میکردن. مثلا وقتی که لی یوک رو میبینه در حال سوت زدن بود و همون صحنه بچگیشون که فکر میکنم عشقشون از همونجا استارت خورده تکرار میشد.

اما عشقی که داشتیم مربوط به دوران نوجوانیه و توی چند روز جوانه میزنه و با اینکه اتفاق خاصی هم نیفتاده بود عشق عجیب و غریبی رو بین طرفین ایجاد کرده بود که بعد از ۵ سال شکوفا شده و همچنان تر و تازه و حتی شدیدتر هم شده بود. که لحظه ای به فکر فراموش کردنش هم نیفتاده بودن. این نوع عشق خیلی بعید و آرمانی و اغراق گونه بود. شاید واقعی تر بود اگه اینطور نشون میدادن که اون عشق از بین رفته باشه و فقط ردی از خاطره ش باقی مونده باشه و دوباره این عشقِ فروکش کرده زبانه بکشه. مثل اونی که میگفت دو بار عاشق یک نفر شدم. بگذریم…

لی یوک که با نفرت و حس انتقام جویی برمیگرده درحالیکه نه تنها ذره ای از عشقش به چه کیونگ کم نشده بلکه زیاد هم شده. و طبق گفته ی خودش، عشقش باعث شده که تاحالا دوام بیاره. و بلافاصله بعد از برگشتنش به شکل مصنوعی که کی درامری ها خیلی باهاش آشنایی دارن، همدیگه رو میبینن. در واقع فکر میکنم این صحنه ای که بعد از مدتها و کاملا تصادفی همدیگه رو دیدن، اونقدر که انتظار داشتم تاثیرگذار نبود. از اینم بگذریم…

اما چه کیونگی که شاهزاده خیلی مشتاقش بوده تو مشتشه، اما پسش میزنه بدون اینکه بیننده رو با دلیل خوبی قانع کنه. بازم دلیل مخفی کاریها و دروغهاش قابل درک تر بود. نمیدونم کره ایا تا کی میخوان از این ترفندهای تکراری استفاده کنن.

اما یه سوالی مدتهاست ذهن منو مشغول کرده. چرا توی تمام سریالها به محض اینکه کسی مریض میشه یه پارچه حوله ای سفید برمیدارن و یه ضربه به پیشونی و یه ضربه هم به بغل صورت میزنن؟ ما واسه اینکه تبو پایین بیاریم یه حوله خیس میکنیم میذاریم رو پیشونی مریض. و کل بدنشو خیس میکنیم تا تبش پایین بیاد! اینا میترسن میکاپشون پاک شه؟ حتی مورد داشتیم دختره موهاش چتری بوده یا پسره موهاش رو پیشونیش بود با این حوله سفیده موهاشو بهم نریختن. چقد لطیفن این کره ایا! شایدم ما خشنیم!

و وقتی زخمی میشن اندازه سر سوزن پماد به گوش پاک میزنن که مثلا روی زخم مالیدن. حالا فک کنین اینا توی دوران چوسان هم گوش پاک کن داشتن! علاوه بر اون کوله پشتی هم داشتن! واقعا قدمت گوش پاک کن و کوله پشتی به چند سال قبل برمیگرده؟ حتی یه جا تو یه صحنه ای وزرا ایستاده بودن همه شلواراشون سفید بود مال یه نفر سیاه بود که احتمالا مال کت شلوار بود که یادش رفته بود عوض کنه! خدایی منشی صحنه چیکار داشت میکرد؟

سحن پایانی

پیام کلی سریال وفاداری بود که جنبه های متفاوتی از اون و نتایج و عواقبش رو در قالبهای مختلف نشون دادن.

یه جاهایی مصداق این جمله معروف بود که هرچی بیشتر بدونی در خطری، و هرچی کمتر بدونی به نفعته.

لطفا لحظه های حساس و هیجانی از این سریال نا امید نشید و صبور باشید و شک نکنید که پایان زیبایی داره که از اون راضی خواهید بود.

در پایان ممنونم از همراهیتون. امیدوارم نظرات نقادانه و ارزشمندتون رو باهامون به اشتراک بگذارید.  

برای دانلود سریال کره ای ملکه هفت روزه کلیک کنید

Dislike


راهنمای دانلود
  • - لطفا برای دانلود از نرم افزار های دانلود منیجر مانند IDM استفاده نمائید.
  • - زمان انتشار زیرنویس ها توسط مترجمان معلوم می گردد.
  • - در صورت هرگونه مشکل در دانلود کردن بخش آموزش سایت را مطالعه کنید.
  • - برای با خبر شدن از آخرین اخبار فیلم و سریال ها در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما عضو شوید.
  • - قبل از ارسال نظر لطفا نظرات دیگران را مطالعه نمائید شاید جوابتان را پیدا نمودید و در صورت درخواستی از بخش درخواستی استفاده کنید.
  • کانال تلگرام ما | پیج اینستاگرام ما

    16
    دیدگاه بگذارید

    avatar
    6 گفتگوها
    10 پاسخ ها
    0 دنبال کنندگان
     
    پرطرفدار ترین دیدگاه
    دیدگاه با بیشترین پاسخ
    7 تعداد نویسندگان دیدگاه
    ملیکاسحرمحیا.....گلی ❤️ آخرین ارسال کنندگان دیدگاه
      اشتراک  
    جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات محبوب ترین نظرات
    آگاهی از :
    ملیکا
    مهمان
    ملیکا

    سلام . ببخشید امکانش هست چند تا سریال یا فیلم فرقم نداره مال کدوم کشور با تم خیلی غمگین معرفی کنید ؟

    محیا
    مهمان
    محیا

    گاهی دیدن تاریخی های کره ای خیلی میچسبه و این هم بالاخره تموم شد
    بعد از سیمدانگ قسمت اخر این سریال خیلی حس برانگیز بود برام
    خصوصا موسیقی بی کلام زمینه تو سکانس های اخر
    خیلی تو ذهن می مونه
    شاید کلی سریال ببینید اما بعضیاشونن خاطره انگیز میشن ،یکیش همین بود.
    نویسنده خیلی خوب کار کرد تو همه قسمت ها هیجان و کشش وجود داره در کنار شادی ها و غم ها.
    پارک مین یونگ (شین چه کیون) خیلی زیبا بازی کرد.به نظرم عاشقانه های غمگین رو طبیعی تر از شاد بازی میکنه.
    خلاصه ارزش وقت گذاشتنو داره.

    .....
    مهمان
    .....

    سلام سحر جون دیروز تو یکی از پستا کلی تعریف از ملکه هفت روزه دیدم تو کانالم دیدم نقد گذاشتی براش گفتم بیام بخونم برم دانلود کنم اما همین که پوسترو دیدم فهمیدم چرا هیچ خبری از این سریال نداشتم ! با اینکه خیلی مین یانگ و دوست دارم ولی دو تا نقش مرد فیلم خوشم نمیاد مخصوصا یئون ووجین قبلا تو سریال وقتی یک مرد عاشق میشه و ازدواج بدون آشنایی و عاشق شدن وکیل خانوادگی بازیشو دیدم و بسیار بدم اومد مخصوصا تو ازدواج بدون آشنایی و وقتی یک مرد عاشق میشه سکانسایی بود که تقریبا از بازیگرای… ادامه »

    گلی
    مدیر

    مثل همیشه عالی بود سحری