214 👁 بازدید

نقد و بررسی سریال کره ای ویس

ویس (صدا)

منتقد: سحر

کاری از تیم آی آر کره

نویسنده: Ma Jin won

کارگردان: Kim Hong Seon

مقدمه

سریال ویس یا صدا در ۱۶ قسمت ۱ ساعتی با ژانر جناییکارآگاهی، محصول سال ۲۰۱۷ کره جنوبی است.

کارگردان Kim Hong Seon کارهای خوبی مثل بک دونگ سوی دلاور، بازی دروغین، بلک و… رو در کارنامه کاری خودش دارد.

معمولا داستان فیلم ها هرچقدر هم که دقیق نوشته شده، و کار نویسنده های قَدَر باشند، باز هم زیر ذره بین منتقدین سینما عیب هایی به اونها گرفته میشه. چه بسا که منتقدین حتی کارهای فاخر سینمای دنیا رو هم نقد میکنند. بنابراین نمیتونم بگم سریال بی عیب و نقصی بود ولی معایبش اونقدری هست که مخاطب رو اذیت نمیکنه و میشه نادیدش گرفت و ازش گذشت.

اگر طرفدار ژانرهای جنایی باشید حتما این سریال رو تماشا کردین یا برای دیدنش برنامه دارین. اما اگر از داستان های تکراری و کلیشه ای عاشقانه کره ای خسته شدین و می خواین یه درام با فضای متقاوت ببینین “ویس” انتخاب خوبیه.

این سریال رو به اون دسته از عزیزانی که فقط دنبال ژانرهای عاشقانه و کمدی با داستانی لوکس و فانتزی هستن و سریال هایی با ظاهر پر زرق و برق میپسندن که بازیگرای اون دختر و پسرای جوان و خوشتیپ و گوگولی هستند، پیشنهاد نمیکنم! چون داستان ویس هیچ گونه عاشقانه ای نداره و کاملا هم جدی هست. فضای تاریکی داره و دلهره و اضطراب در بیشتر این سریال با شما همراه هست.

رده سنی که شبکه برا این سریال در نظر گرفته ۱۵ ساله و چند قسمتی اون وسطا رده سنی ۱۹ سال رو مشخص میکنه. به این دلیل که بتونه بهتر هدفی که میخواد رو به نمایش در بیاره. اما باید بگم که نگرانش نباشید. صحنه های خشن اونقدرها هم آزاردهنده نشون داده نمیشن. علاوه بر این، صحنه های فجیع تار و سانسور شده هست تا مخاطب آزرده خاطر نشه. حتی سریال توی اون چند قسمتی که رده سنی ۱۹ سال خورده بود خشن تر هم نبود. به هر حال من که تفاوتی ندیدم.

این سریال اونقدر پاکه که تلویزیون ایران هم تقریبا میتونه کامل پخشش کنه. و بغیر از چند صحنه نوشیدن که خیلی هم کم پیش اومد و یکی از پرونده ها که یه مقدار مشکل داشت مورد دیگه ای نداره.

داستان سریال طوری هست که نمیتونم بدون اسپویل شدن چیزی بگم پس از همین ابتدا میگم که خطر اسپویل داره شدید هم داره! پس اگر هنوز این سریال رو ندیدین و با همین توضیحات تصمیم گرفتین ببینین برای خوندن ادامه ی این مطلب انتخاب با خودتونه.

خلاصه داستان:

مو جین هیوک کارآگاه تیم جرایم خشن است و کانگ گون جو در بخش تماس های اضطراری ۱۱۲ مشغول به کار است.

داستان از سال ۲۰۱۴ شروع میشود. مو جین هیوک که در شب تولدش در حال درگیری با مجرمین است، تماس همسرش را که درحال فرار از قاتلی سریالی بود را نادیده میگیرد. و علی رغم اینکه هو جی هه همسر جین هیوک با مرکز تماس های اضطراری ۱۱۲ تماس میگیرد اما با نابلدی مرکز ۱۱۲ به قتل میرسد. و کانگ گون جو مدعی می شود که صدای قاتل را شنیده است به همین دلیل به عنوان تنها شاهد قتل هو جی هه در دادگاه احضار میشود.

اما شهادت او در دادگاه مورد تمسخر بقیه واقع میشود. و هیچ کس شهادت او مبنی بر اینکه؛ قاتل هو جی هه پدر او را که افسر محترمی هم بوده را نیز به قتل رسانده، و او با قاتل صحبت کرده را باور نمیکند. این دادگاه نخستین دیدار مو جین هیوک و کانگ گون جو بود. و همین ادعای گون جو که قاتلِ دستگیر شده را بی گناه میداند و شهادت او سبب آزادی وی می گردد، موجب می شود جین هیوک کینه ای عمیق نسبت به کانگ گون جو پیدا کند. بعد از این ماجراها، سریال به ۳ سال بعد یعنی سال ۲۰۱۷ می رسد…

جین هیوک همچنان ماجرای ۳ سال قبل را فراموش نکرده و در جست و جوی قاتل همسرش است که ۳ سال قبل با شهادت کانگ گون جو آزاد شده و بیش از پیش از کانگ گون جو خشمگین است. و مانند کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد تنزل مقام پیدا کرده. و کانگ گون جو این مدت را در امریکا تحصیل کرده تا قویتر از قبل برگردد و تیم “گلدن تایم” را در مرکز ۱۱۲ راه اندازی کند. و از واحد جرایم خشن میخواهد با گلدن تایم همکاری کنند.

او معتقد است بعد از دریافت تماس از قربانی هایی که با مرکز ۱۱۲ تماس میگیرند ده دقیقه اول زمان طلایی برای نجات جان آنهاست. و تیمی متشکل از افرادی که برای همکاری نیاز دارد را مشخص می کند. که مو جین هیوک نیز یکی از آن هاست. با وجود تمام مخالفت ها و سنگ اندازی ها که وجود این تیم را لازم نمیدانند، کانگ گون جو تمام تلاشش را می کند تا ثابت کند این بخش برای مرکز ۱۱۲ لازم است. و این شروع تمام ماجراهاست که بیشتر از این توضیح نمیدم.

معرفی شخصیت ها:

مو جین هیوک (جانگ هیوک)

کارآگاهی کاربلد و همسری وفادار و مردی خانواده دوسته. در انجام ماموریت هاش هیچی براش مهمتر از نجات جان قربانی ها نیست حتی خودش رو به خطر میندازه. اعتماد صد در صدی به کانگ گون جو داره. هرچند خیلی سخت بهش اعتماد میکنه و اعتمادش کم کم شکل میگیره، اما وقتی بهش اعتماد میکنه حرف گون جو واسش سنده. اوایل با شک و شبهه به حرفاش عمل میکرد ولی وقتی این اعتماد شکل گرفت، هر بار که کانگ گون جو حرفی میزد، مو جین هیوک می پرسید مطمئنی؟ و اگه جواب مثبت بود ذره ای شک برای مو جین هیوک باقی نمیموند. شیرین ترین صحنه ی مربوط به مو جین هیوک قسمت آخر سریال بود اونجایی که با آرامش سرشو میذاره کنار سر پسرش… و کنار قبر همسرش میره و میگه خداحافظ عشقم…

کانگ گون جو (لی ها نا)

رئیس تیم گلدن تایم. آدمی بشدت جدی، عاقل و پر تلاش. با اینکه زنه اما صورتش هیچ احساسی رو نشون نمیده. طرز حرف زدنش و حرکاتش خشک و بی روحه. توانایی خارق العاده ای در شنیدن صدا داره. حتی صداهایی ضعیف از فواصل دور رو می شنوه. طبق گفته خودش سالهای قبل در اثر حادثه ای مشکلی برای بیناییش بوجود میاد و این توانایی ویژه رو پیدا میکنه. و اتفاقا تمام پرونده هایی که دست تیم گلدن تایم میفته با همین قدرت خارق العاده ش به موفقیت میرسه و بسته میشه. تنها کسی که از این توانایی او خبر داره پدرش و جین هیوک هست. به هیچ کس به اندازه جین هیوک اعتماد نداره و این دو نفر حرفای مخفیانشونو با هم میزنن.

هرچند این آدم هیچ وقت لبخند نمیزنه و بی احساس به نظر میاد ولی اونقدر با احساسه که حتی یکبار در خلوت به حال قربانی هایی که مظلومانه به قتل رسیدن گریه میکنه و قول میده هرطور شده قاتل رو دستگیر کنه.

دختر شجاعیه. شجاعتش با حماقت همراه نیست که الکی خودشو بندازه تو دل خطر. یه جاهایی میبینید ظاهرا دلهره و اضطراب هم داره اما اونقدری شجاعت داره که بره و در اون موقعیت خطرناک قرار بگیره. شیرین ترین صحنه مربوط به کانگ جو قسمت آخر بود که سر قبر پدرش میره و میگه: دیگه میتونم با لبخند زندگی کنم…

شیم دِ شیک (بک سونگ هیون)

رفیق شفیق و همراه همیشگی مو جین هیوک. و البته از اعضای تیم گلدن تایم. به طرز عجیبی از اول سریال بهش مشکوک بودم و فکر میکردم یه مشکلی داشته باشه. اما خب انقدر کار درست بود که اواخر سریال بهش اعتماد کردم. اما اعتمادم بهش دیری نپایید و واقعا حسم بهش درست بود. فکر میکنم از بس سریالاشونو دیدیم این حدسا عادی باشه 😀

مو ته گو (کیم جه ووک)

خوشتیپ و خوش قد و بالا. اعتماد بنفس خیلی بالایی داره. اینو تو تک تک حرکات و کلمات و گفتار و رفتارش میبینید. صدای فوق العاده جذابی داره. یه جاهایی میبینیم آرامش عجیبی داره. اما در واقع یک روانی متوهم و قاتلی درنده خو و ظالمه با خنده های عصبی و روانی. وقتی عصبی میشه یا تصمیم به کشتن کسی میگیره فَکِش بی دلیل صدای قیژ قیژ میده. تنها چیزی که براش هیچی ارزش و اهمیتی نداره جان آدم هاست. هیچ رحمی هم به قربانی هاش نداره. و به بدترین و فجیع ترین شکل ممکن آدم ها رو می کشه. و خیلی هم تمیز و بی عیب و نقص قتل هاشو انجام میده. عذاب وجدان؟ نه تنها نداره بلکه اینکار سرگرمیشه و لذت میبره. اون فقط با یه تیر خلاص نمیکشه بلکه زجرکش میکنه و قربانی ها قبل از کشته شدن از نظر روانی میمیرن!

احتمالا خودش رو جای خدا میدونه! و معتقده قربانی هاش رو مجازات میکنه و بعد از قتل هایی که انجام میده آیه ای از انجیل رو هم مینویسه. کلا قاتلمون فرهیخته ست! مو جین هیوک و کانگ گون جو رو با هوش سرشاری که داره خیلی بازی میده و دور میچرخونه.

هرچند اوایل سریال صورتش رو نمیبینید و اینکه قاتل کیه یک معماست، اما از اولین باری که تو فیلم نشونش میده بیننده میگه وای خودشه! در کل ایشون بهترین انتخاب برای این نقش بود.

اگه بخوام با یه جمله وصفش کنم میگم: خوشا قتلی که قاتلم تو باشی! 😀 از بس جذاب و خوش تیپ بود.

سانگ ته ( کیم رو ها)

بدبخت. همین یک کلمه واسش کافیه. سگ خانواده مو. کینه ای عمیق هم به خاندان مو داره. در به در دنبال مو جین هیوک و کانگ گون جو هست که بدجوری موی دماغش شدن. عاقبت خوبی هم نداشت و مثل یه تیکه آشغال دور انداخته میشه. اینکه گذشتش چی بوده دقیقا گفته نمیشه و مقداری مبهم میمونه. در کل آدم بدای سریال هیچ کدوم عاقبت خوبی نداشتن و اونطور که انتظارشو داریم مجازات نمیشن.

رئیس جانگ (لی هه یونگ)

رئیس واحد جرایم خشن و دوست و همکار قدیمی مو جین هیوک. اونقدر هم که فکر میکنید آدم بدی نیست و قابل اعتماده.

افراد دیگری هم هستن از جمله اوه هیون هو (یسونگ از گروه سوپر جونیور) که عضو تیم گلدن تایم هست و هکر خوبیه! و پارک ایون سو (یون ایون سو) که اونجور که میگفتن چندین زبان بلده و خیلی لازمه واسه تیم و این حرفا… فکر میکردم تاثیرش تو فیلم خیلی پر رنگتر از این باشه. اما انگار فقط نقش تلطیف کردن داستان رو داشت که بگن هیون هو از این خوشش میاد و…

نقد:

این سریال هم طبق معمول سریال های جنایی یک قاتل سریالی داره که دستگیر کردن اون هدف اصلی سریاله. اما مثل خیلی از سریال ها تمام پرونده ها مربوط به این قاتل سریالی نیست و پرونده های مختلف و متنوعیه که توسط تیم گلدن تایم و واحد جرایم خشن حل و فصل میشه. اما هرکدوم از این پرونده ها مثل قطعات پازلیه که معمای اصلیِ مربوط به قاتل سریال رو کم کم روشن میکنه. تا به آخر قسمت ۱۳ میرسه که اوج هیجان قصه ست.

توانایی خارق العاده کانگ گون جو هرچند تخیلیه اما امکانش در واقعیت وجود داره. بودند کسانی که بعد از بیماری، شوک یا ضعیف شدن یکی از حواسشون، توانایی خارق العاده ای پیدا کردن. این سریال در عین تخیلی بودن کاملا رئاله چون اتفاقات تخیلی و دور از ذهن رخ نمیده و بیشتر فداکاری و قدرت و وجدان کاری پلیس کره رو نشون میده.

اما یه ایرادی که بنظرم زیاد هم اذیت نمیکنه و حتی شاید نشه بهش گفت ایراد، به این دلیل که داستان تخیلیه و در تخیل هرچیزی رو میشه نشون داد، اینه که کانگ گون جو طبق گفته خودش توی اتاق عایق صدا میخوابه. چون صداهای زیادی رو از فواصل دور و نزدیک میشنوه و نمیتونه بخوابه. بعد چه جوریه که وقتی از پشت تلفن با قربانی صحبت میکنه دقیقا اون صدایی که باید، یعنی همون صدایی که باعث نجات جان قربانی میشه رو میشنوه؟

حتی این صدا ممکنه خیلی ضعیف و از فاصله دوری هم باشه. وقتی کانگ گون جو روی اون صدا تمرکز میکنه که این صدای چیه؛ یه جوری نشون میدن که انگار همه جا سکوت محضه و فقط همون یه صداست که کانگ گون جو باید بشنوه و کشف کنه چیه تا بتونه قربانی رو نجات بده.

اصلا به نظر من کسی که این همه صدا از همه جا میشنوه رسما باید دیوانه بشه و سر به بیابان بذاره! من اگه بودم میرفتم وسط بیابون چادر میزدم!! 😀

این سریال برخلاف سریالای جنایی که آرتیست قصه همیشه سر بزنگاه به صحنه جرم میرسه و مجرم رو با یه حرکت دستگیر میکنه، اینجوری نیست. البته خالی از این صحنه ها هم نیست اما همیشگی و تصنعی هم نیست. یه جاهایی بیننده از شدت دلهره و اضطراب از وضعیتی که قربانی داره دندوناشو به هم فشار میده بعد قهرمان قصه رو نشون میده که بی خبر از این وضع در آرامش داره به سمت ماموریتش میره!

زمان بندی های سریال هم یه جاهایی زیاد جالب نبود. مثلا از این صحنه ها که تو فیلما زیاد دیدیم. مجرم چاقو رو برده بالا و میخواد به قربانی ضربه بزنه و قهرمان قصه میفهمه و از اداره پلیس حرکت میکنه تا قربانی رو نجات بده. برادر من تو الان حرکت کردی و خیلی سریع هم رفته باشی با این وضع ترافیک، ده دقیقه بعد میرسی به محل جرم. یعنی مجرم ده دقیقه چاقو به دست در هوا منتظر بوده که آرتیست برسه و با یه حرکت چاقو رو از دستش بندازه و ادامه ی ماجرا؟ حالا نه دقیقا همین تصویر. خواستم ملموس تر باشه یه مثال ساده که همه دیدیم زدم. ولی خب دو سه مورد صحنه های این چنینی داریم.

قهرمانای داستان آدمای صد در صد کاملی نیستن و خطا و اشتباه هم دارن اما یه چیزی که زیاد جالب نبود این بود که چرا مو جین هیوک و کانگ گون جو خیلی وقتا تنهایی نقشه میکشیدن و وارد عملیات میشدن! در حالیکه پلیس نباید اینکارو کنه و جان خودش و یه عده دیگه رو به خطر بندازه. و باید کارهاشون در چارچوب قانون باشه. حتی شاید جریمه، تعلیق، یا مجازاتای دیگه ای هم داشته باشه. نمیدونم این چه حرکتیه که کره ایا تو فیلمای پزشکی و پلیسی ول کن نیستن!

جای خوشحالی داره که این سریال رو عاشقانه نکردن. اینکه دو نفر با هم همکارن هرچقدر هم در همه چیز هم رای باشند و به هم اعتماد داشته باشند دلیل نمیشه عاشق هم بشن. اونا فقط همکارای خوبین و هرکدوم زندگی خودشونو دارن.

قاتل همیشه با یک گوی آهنین قربانی ها رو به قتل میرسونه و بیرحمانه ضربات متعددی با این گوی به بدن و مخصوصا به سر و صورت میزنه. توی جنایاتی که ازش نشون دادن قربانی ها با همون ضربه اولی که به سرشون میخوره میمیرند یا نهایتا با ضربه دوم تلف میشن. ولی وقتی قربانی شیم د شیک میشه، با وجود اینکه ضربات زیادی هم بهش میزنه اما هنوز نمرده. این واسم خیلی جالب بود و با خودم گفتم چه جسارتی داشتن که د شیک رو کشتن! و در کمال ناباوری اون نمرده بود. هرچند بهبودی کاملش هم نشون ندادن اما با حرکت دادن انگشت دستش به بیننده این امیدواری رو دادن که زنده میمونه…

سریال ظرایفی هم داشت که شاید بیننده زیاد بهش دقت نکنه ولی خودشون حواسشون بود. مثلا اون جایی که اوه هیون هو برای اولین بار مو جین هیوک رو میبینه بعد از اینکه صدای جین هیوک رو میشنوه میگه شما باید جین هیوک باشین ما تاحالا فقط صداتونو شنیده بودیم…

با اینکه سریال جنایی و خشن بود به قول خودشون، تنها دو سکانس من واقعا چندشم شد و چشمامو گرفتم یکیش اونجایی بود که توی بهزیستی اون مردی که به جانش سوء قصد شده بود و دستشو میخورد، و دیگری قسمت آخر بود که ته گو دستشو با خنجر برید 😀 ولی صحنه های فجیع و خشن و گریم ها خیلی خوب کار شده بود و باور پذیر بود. مثلا خون ها واقعی به نظر میومد. رنگ رُب نبود مثل فیلمای ایرانی! 😀 

تنها کمدیه سریال بنظرم اون جایی بود که هیون هو به ایون سو میگه خیلی جیگری به روسی چی میشه؟ 😀 و ایون سو با خاک یکسانش میکنه.

در کل سریال رو تقریبا نیمه کاره رها کردن و اینطور نشون دادن که این ماجراها تموم نشده و همچنان ادامه داره. بنظر میاد شاید نویسنده وقت کم آورده برای نشون دادن بعضی ماجراها. شاید هم عمدا و به سبک فیلمهای هالیوودی داستان رو تقریبا رها کردن. به هرحال بعد از پایان سریال کلی علامت سوال تو ذهن بیننده نقش میبنده.

مثلا میگن مو ته گو توی اون سالنی که داشت حداقل ۵۰ قتل انجام داده. و مقتولینی که توی دریاچه انداخته. و ماجرای دقیق خودکشی مادر ته گو. ماجرای به قتل رسوندن همسر مو جین هیوک و ماجرای گو دونگ چول (قاتلی که بعنوان قاتل هو جی هه دستگیر و آزاد میشه.) اون پسری که مدعی میشه قاتل رو دیده و شاهد قتل همسر مو جین هیوک و پدر کانگ گون جو بوده و بعد توسط سانگ ته آتش زده میشه جریانش چی بود؟ اینها همه ماجراهایی هستن که بیننده چشم انتظار دیدن جزئیاتی از اونه ولی خبری ازش نمیشه.

گویی که ته گو برای کشتن آدمها استفاده میکنه جریانش چیه؟ من در مورد گویی که داشت یاد سریال عاشقان ماه میفتادم ماسکی که وانگ سو داشت، شاید لزومی هم نداشت چنین چیزی رو باز کنن اما خیلی شیرین توی خاطرات وانگ سو نشون میدن که پدرش این ماسک ها رو واسش میفرستاده. انتظار داشتم خاطره ای این چنینی پشت اون گوی آهنین ته گو باشه. مخصوصا قسمت آخر که گوی های مختلفی در اشکال متفاوت داشت. حتی توی سریال هم اشاره میکنن که اون گوی آهنین سنگینی داره که آدم معمولی نمیتونه اونو با خودش حمل کنه و دنبال کسی بودن که اینا رو ساخته.

چرا ته گو کلکسیونی از موی مقتولینش داشت؟ آیا ریشه ای روانی در کودکیش داشت؟ و چطور همچین کلکسیونی رو که به نظر براش با ارزش هم میومد به سادگی برای کانگ گون جو میفرسته؟

چرا یهو ته گو از عرش به فرش میرسه؟ قبول دارم که اواخر روانی بودنش ملموس تر بود ولی اینکه یهو اونقد ساکت و مفلوج و بی آزار بشه یه کم جای سوال داشت. و صدای فکش که هیچ دلیلی براش نبود…

حتی کشته شدن مو ته گو که وارد فضایی شبیه همونجایی که قربانی هاش رو به قتل میرسوند میشه و دقیقا مثل توهم هایی که قبلا داشت یه عده بهش حمله میکنن که بیننده فکر میکنه توهمات ته گوئه ولی اعلام میکنن که بیمارای تیمارستان اونو به قتل رسوندن. و اون پزشکی که ضربه آخرو بهش میزنه دلیلش چی بوده؟ از سکوت و صدای بی دلیل فک مو ته گو عصبی بوده که با بیمارای بیمارستان اونو میکشه؟ اصلا اون پزشک بوده؟ چرا اون سکانس سیاه و سفید میشه؟ به هرحال ته گو با روشی مشابه قتل های خودش کشته میشه و جای بسی خوشحالیه که به خوبی نشون دادن دنیا دار مکافاته! اما بدبختانه تمام علامت سوالای ما رو با خودش به گور برد بدون اینکه محاکمه ای بشه و پرده از اسرار قتل هاش برداشته بشه.

اما بزرگترین سوالی که برای من باقی موند ماجرای اثر انگشت ته گو بود. من دقت میکردم خیلی وقتا توی قتل هاش دستکشی هم نپوشیده بود و پلیس اثر انگشت سانگ ته رو سر صحنه جرم پیدا میکرد درحالیکه اون ماجرا ربطی به سانگ ته نداشت. آیا اثر انگشت ته گو با سانگ ته برابر بود؟ و چرا یکبار ته گو به سانگ ته میگه باید پیچ فکتو سفت کنم؟ چرا سانگ ته با اینکه از تمام کثافت کاری های ته گو باخبر بود اما اون همه ازش حساب میبرد؟

با تمام این ها سریالی خوبی بود و من پیشنهادش میکنم و بهتون اطمینان میدم که اگه با این ژانر مشکلی نداشته باشید از تماشای این سریال لذت ببرید. و امیدوارم سری دوم این سریال به زیبایی سری اولش و حتی بهتر از اون هم باشه.

سخن پایانی

این سریال هم مثل خیلی از دراماهای دیگه مقامات فاسد دولتی رو نشون میده و نگاه انتقادی به حاکمیت ژن های خوب داره! و اینکه شاید فریاد مظلوم زیر پای افراد قدرتمند خفه بشه اما حق و حقیقت مثل خورشیدیه که همیشه پشت ابر مخفی نمیمونه و بالاخره آشکار میشه. نتیجه گیریه سریال همون دیالوگ های پایانی کانگ گون جو بود که بسیار زیبا بود. شاید پیامی هم که توی هر قسمت سریال به بیننده یادآوری میکنه اینه که آرامش و امنیت نعمتیه که تا از دست نره قدرشو نمیدونیم. به امید روزی که هیچ جای دنیا نا امنی نباشه و همه بتونن در صلح و آرامش زندگی کنن.

در پایان ممنونم از همراهیتون امیدوارم نظرات ارزشمندتون رو با ما به اشتراک بگذارید  

برای دانلود سریال کره ای ویس کلیک کنید



راهنمای دانلود
  • - لطفا برای دانلود از نرم افزار های دانلود منیجر مانند IDM استفاده نمائید.
  • - زمان انتشار زیرنویس ها توسط مترجمان معلوم می گردد.
  • - در صورت هرگونه مشکل در دانلود کردن بخش آموزش سایت را مطالعه کنید.
  • - برای با خبر شدن از آخرین اخبار فیلم و سریال ها در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما عضو شوید.
  • - قبل از ارسال نظر لطفا نظرات دیگران را مطالعه نمائید شاید جوابتان را پیدا نمودید و در صورت درخواستی از بخش درخواستی استفاده کنید.
  • کانال تلگرام ما | پیج اینستاگرام ما

    32
    دیدگاه بگذارید

    avatar
    8 گفتگوها
    24 پاسخ ها
    0 دنبال کنندگان
     
    پرطرفدار ترین دیدگاه
    دیدگاه با بیشترین پاسخ
    11 تعداد نویسندگان دیدگاه
    سحرزهرازهرامینا..... آخرین ارسال کنندگان دیدگاه
      اشتراک  
    جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
    آگاهی از :
    زهرا
    مهمان
    زهرا

    سلام سحر جان . نمیدونم درد و دل حساب میشه یا نه حالا هر چی . نمیدونم من سریال زده شدم یا سریال ها از من زده شدن بالاخره ی اتفاقی افتاده این وسط من سر در نمیارم سریالایی ک داره تو این سال پخش میشه به دلچسبی سریال های سال ۲۰۱۷ و ۲۰۱۶ نیس . فک کنم من دارم بزرگ تر میشم عقلم نمیپسنده به هر حال شاید سریال هایی ک من میبینم زیاد انتخاباتی خوبی نیستن چون تعداد سریالی ک میبینم نسبت ب پارسال کم تر شده خب معلومه وقتی سریالی کم تری ببینی ی چیز خوبم از… ادامه »

    فرهاد
    مهمان
    فرهاد

    این بخش سایتتونو دوست دارم لطفا بیشتر نقد بزارین بخصوص سریالا در حال پخشو که بهتر بشه تصمیم برای دیدنش گرفت

    مهسا
    مهمان
    مهسا

    سلام سحر جووونم
    من که در حدی نیستم بخوام اظهار نظر کنم راجع به نقدت مثل همیشه عالی و بدون نقص
    بعد خوندن این نقدای خوب من می مونم و حسرت سریال دیدن و نقد نوشتن….. اما همین که پیش شما خزای قشنگم هستم کلی حاااااالم خوبه و همین برام کافیه
    دوستتون دارم گروه نقد آی آر کره

    .....
    مهمان
    .....

    سلام من این سریالو در حال پخش دیدم و معمولا آخر شب که قطعا میدونین تأثیر روانی بیشتری روی آدم میذاره با این که دوست داشتم سریالو ولی واقعا خیلی خشن بود سحر جون شاید شما روحیه سفت و سخت تری داری ولی من بعضی جاها واقعا اذیت شدم و همش میگفتم خوبه در حال پخش میبینمش اما واقعا جذابیتای زیادی داشت یکی از آزار دهنده ترین صحنه اون کمد کزایی بود ! خیلی نقدت دقیق بود سحر جون البته چون یه مدته از دیدنش گذشته یه جاهاییش یادم نیست اون صدای قیژ قیژ فکش تقلیدی بود از سانگ ته… ادامه »