260 👁 بازدید

نقد و بررسی سریال کره ای وقتی که خواب بودی

⏰ آخرین به روز رسانی : ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

وقتی که خواب بودی

منتقد: سحر

کاری از تیم آی آر کره

نویسنده: Park Hye ryun

کارگردان: Oh Choong hwan

 

وقتی که خواب بودی در ۳۲ قسمت نیم ساعتی با بازی لی جونگ سوک و سوزی، و با ژانر عاشقانه، حقوقی هست. که چهارشنبه و پنج شنبه ها از شبکه SBS و هر شب دو قسمت پخش می شد.

لطفا تا پایان این نقد منو همراهی کنید.

مقدمه

سریال شروع جذابی داره و بیننده رو با خودش میکشونه. شروع وحشتناکی داره و بیننده میگه چرا انقدر اتفاقات بد میفته! اما آه نکشید و به نویسنده اعتماد کنید و همراهیش کنید!

رویاهای صادقه ای که در این سریال نشون میدن کمی با چاشنی تخیل همراه شده. شخصیتهایی که یه جایی زندگیشون به خطر میفته و به هم مربوط میشن.

سلسله ی خواب دیدن به این صورته که هرکس زندگی دیگری رو نجات بده، این دِین باعث میشه مدام خواب شخص نجات دهنده رو ببینه. (در ادامه در این مورد بیشتر توضیح خواهم داد) در واقع یه جورایی نجات پیدا کرده ها از مرگ این قابلیت رو دارن!

خلاصه داستان

نام هونگ جو (سوزی) سالهاست در خواب، اتفاقات واقعی رو میبینه. حتی خواب کسانی که قبلا هرگز اونها رو ملاقات نکرده. اما جونگ جه چان (لی جونگ سوک) تا قبل از دیدار با هونگ جو هیچ وقت رویای صادقه ندیده.

دیدار دوباره ی این دو نفر بعد از ۱۳ سال باعث میشه جه چان خوابی ببینه که حس میکنه خیلی به واقعیت نزدیکه و روحیه این آدم طوریه که نمیتونه بقیه رو نادیده بگیره و حتما جلو میره تا از اوضاع سر در بیاره… و کمک او شروع داستانه و چند نفر رو به هم مرتبط میکنه و مثلث جذابی رو تشکیل میدن از دادستان، خبرنگار و پلیس. هرچند مصنوعی بنظر میاد اما مجموع اینها سریال جذابی رو درست کرده…

معرفی شخصیت های محوری

 

نام هونگ جو (سوزی):

یه دختر شاد و سر زنده و بقول مادرش شلخته، که از گذشته خاطرات تلخی داره. با مادرش تنها زندگی میکنن. مادرش صاحب رستورانی است و او قبلا گزارشگر شبکه sbc بوده اما از مدتها قبل در خواب میبینه که با یونیفرم کاریش زیر درختی در شبی بارونی کشته میشه. و شخصی با چتر بالای سرش ایستاده. و این خواب مدام تکرار میشه. به همین دلیل از ترس و برای فرار از این مرگ، از محل کارش بیرون میاد و توی رستوران به مادرش کمک میکنه.

توصیه ی من به آنتی فنهای سوزی که وجود او رو دلیلی برای تماشا نکردن این سریال میدونن، اینه که؛ شخصیت سوزی در این سریال نیست لطفا با دیدِ نام هونگ جو به این آدم نگاه کنید. شخصیت جالب و بامزه ای داره. یه دختر زیبا و باهوش که یه جاهایی حاضرجوابی هاش بیننده رو به خنده میندازه. و خنگ بازی های دخترونه و پررو بازی هایی داره که مجموع اینها باعث میشه این سریال حقوقی – اداری تلطیف بشه و خشک و بی روح نباشه.

جونگ جه چان (لی جونگ سوک):

 

یه پسر خوشتیپ و خوش قد و بالا، مخصوصا روی قد بلندش توی فیلم خیلی تاکید داشتنن. با برادر کوچیکترش که دانش آموزه زندگی میکنن. تازه دادستان شده و قراره شروع به کار کنه. کمی ضعیف النفسه اما باعث نمیشه پیش بقیه خودشو از تا بندازه. این ویژگیش تا آخر سریال به طرز جیگری حفظ شده بود.

همکاراش اونو دادستان بی عرضه ای میدونن و حتی همیشه مورد تمسخر زیردست هاش قرار میگیره چون برای هر پرونده وقت زیادی میذاره و تا وقتی ته توشو در نیاره کنارش نمیذاره. به قول معروف مو رو از لا ماست میکشه بیرون. در نتیجه پرونده های زیادی داره که هنوز بهشون رسیدگی نکرده.

توی کارش دقت زیادی داره و تا وقتی مطمئن نشده اقدام نمیکنه. حتی از وقت شخصیش برای رسیدگی به پرونده ها صرف میکنه. اما این ویژگی که مورد تمسخر بقیه دادستاناست خیلی خوبه و کاش همه مسؤلین بویژه کسانی که در حوزه قضاوت هستن اونو داشتن تا زندگی آدمها رو به تباهی نکشن.

هان وو تاک (جونگ هه این):

یه افسر پلیس فوق العاده جیگر و بامزه با لبخندهای دلفریب. که مطمئنم بعد از تماشای سریال خیلی دوستش خواهید داشت. صورت دلنشینی داره و لبخندی محو در پس چهره ی زیباش مخفی شده. پلیس وظیفه شناسیه و شخص خوشتیپ و محبوبی بین زنانه و توی دستگیر کردن مجرمین خیلی تند و تیزه.

آشکارا عاشقه ولی دختر خنگ فقط معشوق خودشو میبینه و متوجه ی عاشقی کردن هاش نمیشه. یه رازی هم داره که در انتهای سریال روشن میشه. اگر از لی جونگ سوک و سوزی خوشتون نمیاد، تنها وجود این آدم در سریال میتونه دلیلی باشه برای تماشای این سریال.

لی یو بوم (لی سانگ یوب):

 

شخصیت منفور سریال. اما یه جنبه مثبت داره و اونم اینه که گویا هنوز وجدان داره. اما انواع و اقسام گناهان رو انجام میده و کم کم توی منجلاب فرو میره و هرچی بیشتر دست و پا میزنه بیشتر به قعر جهنم میره.

قبلا دادستان بوده ولی الان وکیله و کارش هم پول هنگفت گرفتن در قبال بی گناه نشون دادن موکلشه. او با علم به قتل یا جنایت موکلش ازش دفاع میکنه و با پررویی تمام او رو بی گناه میکنه. و اصلا براش مهم نیست که در مقابل، چه خانواده هایی رو بدبخت میکنه! لی یو بوم دفاع از موکلش رو وظیفه خودش میدونه و این رو عیب نمیدونه! حتی یکبار به دادستانا میگه میخواستین به اندازه کافی مدرک جمع کنین!

تنها معیارش برای انتخاب موکلینش اینه که شانس بُرد داشته باشن. و فقط دستمزد زیاد براش مهمه! فوق العاده باهوشه و کارشو تمیز انجام میده. همیشه هم در مقابل دادستان جونگ و بقیه دادستان ها قرار میگیره.

بنظر میاد از کارش راضی نیست و احساس گناه میکنه چون هربار بعد از اینکه کثافت کاری موکلش رو تمیز میکنه با حرص و خشم دستاشو میشوره!

یه جایی از سریال یه بهانه برای تمام کارای کثیفش میاره و میگه من بدشانسی آوردم اما دادستان جونگ جوابی بهش میده که جزو دیالوگای طلایی سریال بود: تو بختت سیاه نبود، بلکه قلبت سیاه بود. دقیقا هم همینطور بود. لی یوبوم با نیت های شومش خانواده های زیادی رو به خاک سیاه نشوند.

شین هه مین (گو سونگ هی):

ایشون بعنوان نقش زن مکمل سریاله اما تاثیر آنچنانی در روند اصلی داستان سریال نداره. کمی دختر مغروریه اما دادستان کاردرست و قابل اعتمادیه. توی اداره شخص محبوبیه و با اعتماد به نفسه. اوایل شاید فکر کنید شخصیت خاکستری داشته باشه و خیلی چوب لا چرخ بقیه بذاره اما بعدا میبینید که کمک کننده میشه و دوستش خواهید داشت یا لااقل حس خنثایی بهش دارید!

نقاط قوت

این سریال خیلی آموزنده ست و نکات خوبی رو میشه ازش یاد گرفت. دیالوگای زیبایی داره. بنیان خانواده رو محکم و قابل احترام نشون میده رفاقت آدمها با هم بی غل و غش و پاکه و ترویج خیانت و دروغ توی این سریال نداریم. شب بیرون موندن از خونه و بی احترامی با بزرگتر در این سریال جایی نداره و مشروب خوری آنچنانی در سریال نداریم.

عشق در سریال کم کم ریشه میکنه و عشقای یهویی نداریم. عاشق و معشوق کم کم پیش میرن و بیننده متوجه نمیشه دقیقا از کی قرار میذارن. رابطشون هم باهم طبیعیه. نمیشه ژانر کمدی رو به این سریال داد اما طنز ملیحی داره. مخصوصا بین رابطه جه چان و برادر کوچیکترش و حتی رابطه جه چان با هان وو تاک. یه وقتایی این طنز ملیح قاطی ماجراهای جدی میشه و اونها رو دلنشین میکنه و لبخند به لب بیننده میاره. در نتیجه سریال خسته کننده ای نیست.

گرچه در سریال مثلث عشقی داریم اما زیاد بیننده رو اذیت نمیکنه. رقبای عشقی با هم دوستن و همدیگه رو آزار نمیدن. طوری که در پایان اگر هونگ جو با هرکدوم از این دو نفر میموند من مشکلی نداشتم.

قهرمانهای سریال آدمهایی بدون عیب و نقص نیستن. اونا هم اشتباه میکنن و آدمای صد در صد کاملی نیستن. و خیلی تلاش میکنن تا در مقابل وکیل لی کم نیارن.

لی جونگ سوک بعنوان یک بازیگر خوشتیپ و محبوب نقشی رو بازی کرد که در محل کار به هیچ وجه شخص محبوبی نیست. برعکس بیشتر سریالها که بازیگر نقش اول سریال هرجا میره همه براش سر و دست میشکنن و پیش همه محبوبه و خیلی باهوش و کاربلده، شخصیت جه چان توی دادستانی محبوب نیست و همه اونو بی عرضه و دست و پا چلفتی میدونن از کاراش عیب و ایراد میگیرن و کار کردن با او رو خسته کننده میدونن. بنظرم این ساختارشکنی در یک درامای کره ای قابل تحسینه که دقیقا این وجه از شخصیت جه چان بخش طنز سریال هم بود.

آهنگهای سریال زیبا و به موقع بود. مخصوصا صدای سوزی که خیلی گیرا و دلنشینه.

اما در سریال دو سکانس داشتیم که مشابه اونها در سریالهای زیبای صداتو میشنوم و نسل خورشید بود. برای من این دو صحنه حس خوبی داشت و تداعی خاطرات این دو سریال بود.

یکی صحنه ای که در بیمارستان، انگشت یو شی جین به دست کانگ مویون میخوره و سریع دست همو میکشن که جزو اولین سکانس های عاشقانه سریال بود و تمام بیننده های نسل خورشید کاملا یادشونه. و دیگری صحنه ای مشابه عکس زیر در صداتو میشنوم…

بازیگران مهمانی که در سریال داشتیم افراد بنامی بودن. کیم سُهیون و یون کیون سانگ و لی سونگ کیونگ هم هرچند حضور کمی داشتن اما خیلی جذاب بودن. و این دو نفر با حضور توی این سریال حمایتشون رو از دوستاشون نشون دادن.

بطور کلی سریالی جوان پسنده و بیشتر بازیگرا جوان و زیبا هستن و اگه از روی قیافه بازیگرا سریال انتخاب میکنید این سریال انتخاب درستیه. حتی نقش منفی سریال زیبا و خوشتیپه. و فضای سریال هم روشن و ترو تمیزه.

نقاط ضعف سریال

اما این سریال از نظر من ضعف هایی هم داشت که سعی میکنیم بهش بپردازیم.

اوایل سریال سبک فیلمبرداری خیلی خاص و جالب بود و اونو از بقیه دراماهای کره ای متمایز میکرد ولی متاسفانه اون روند رو طی نکرد و معمولی شد.

من با این سریال فهمیدم که صدای لی جونگ سوک بدرد خوانندگی نمیخوره دو تا از زشت ترین آهنگای سریال کار خودش بود. کاش بجای اینکار از یک خواننده استفاده میکردن.

نام هونگ جو سالهاست که اتفاقات واقعی چه تلخ یا شیرین رو از قبل در خواب میبینه. اما این خواب ها محدود به افراد خاصی نیست چه بسا که این رو در سریال نشون میدن. اما بعدا خواب های او مخصوص جه چان میشه و هونگ جو کوچکترین کارهای جه چان رو از قبل در خواب میبینه. و حتی بهش اشاره هم میکنن. در حالی که این قابلیت از سالهای گذشته با هونگ جو همراه بود. که تناقض جالبی نبود.

همین ضعف در مورد هان وو تاک هم صدق میکنه. توی سریال اینطور عنوان میکنن که ووتاک خواب جه چان رو میبینه. در حالی که او یکبار خوابی میبینه که ربطی به جه چان نداشت و برای اینکه مطمئن بشه میتونه خوابشو تغییر بده یا نه، جه چان رو با خودش همراه میکنه. در واقع توی خوابش تغییر ایجاد میکنه که مطمئن بشه میتونه نتیجه رو تغییر بده یا نه…

گاهی وقتا شاهد طنز سخیفی هستیم که بیشتر بین کارمندای حاشیه ای دادستانی و حتی گاهی متاسفانه بین شخصیتای محوری هم اتفاق میفته. بنظرم نه تنها جالب نیست بلکه سطح سریال رو پایین میاره. امیدوارم کره ای ها از این سبک چندش آور دست بردارن!

این سریال هم مثل بقیه سریال ها گاهی روند مصنوعی پیدا میکنه و وقت و بی وقت شرایطی که میخواستن رو درست میکردن. اجازه بدین با چند تا نمونه منظورم رو برسونم.

مثلا وقتی که به پلیس نیاز بود هان وو تاک و همکارش در حال گشت زنی بودن و فورا ماموریتو دریافت میکردن و آژیر کنان برای خدمت میرفتن! اونقدر این مسئله تکرار شد که اواخر سریال خودشونم بهش اشاره میکنن: انگار این منطقه پلیس دیگه ای جز ما نداره!

یا برای مثال کسایی که خواب همدیگه رو میبینن وقت و بی وقت و در موقعیتهای مختلف میخوابن. مثلا تو اداره، تو ماشین، یا حتی تاکسی از خواب میپرن و برای نجات دوستشون میشتابن! این موقعیت های خوابیدن میتونست کمی طبیعی تر اتفاق بیفته.

قبول دارم که این موقعیتهای تصادفی در زندگی روتین ما هم اتفاق میفته. اما وقتی این تصادفها زیاد میشه مصنوعی میشه!

یا مثلا در قسمتهای ابتدایی سریال، تصادفا یا عمدا همش گذارشون به رستوران مادر هونگ جو می افتاد. درحالیکه از یه جایی به بعد دیگه خبری از رستوران نبود و کسی هم برای صرف غذا به رستوران نرفت!

بنظرم سریال فیلمنامه ای قوی داشت و با کمی دقت میشد این ضعف های هرچند کم رو هم ازش گرفت. و این سریال زیبا رو کم عیب و نقص تر کرد.

در مورد اون آجوشی پلیسی که ۱۳ سال قبل از آب نجاتش داده بودن هم بسیار قابل حدس بود که اون فرد کدوم شخصیته. هرچند بهش اشاره نکردن اما از ابتدا کاملا قابل حدس بود. درحالی که میتونست سورپرایز بزرگی باشه!

اما خواهش بزرگ من از کره ایا اینه که تو رو خدا دست از این عشقایی که ریشه در کودکی داره بردارید. همه کی درامایی ها میدونن که این مورد توی بیشتر سریالا هست. نمیدونم چرا انقدر روش اصرار دارن. و نمیدونم موسس این سبک کیه؟!!

اما شخصیت منفی ای موفقه که بیننده حاضر باشه سر از تنش جدا کنه. یه مثال میزنم نام گونگ مین در بیادآور شخصیت منفی رو خیلی منفور بازی کرد! و بنظرم این، قدرت بازیگر رو نشون میده. اما شخصیت منفی که اینجا داشتیم نتونست اونفدر منفور باشه که بیننده حس انزجار بهش دست بده و به نسبت کارای پلیدی که کرده بود من ازش بدم نمیومد. بلکه یه حس دوستداشتی خفیفی هم بهش داشتم! البته شاید مقصود نویسنده دقیقا چنین کاراکتری بود…

کلام آخر

تجربه ثابت کرده که معمولا سریال های پیش تولید موفق تر از سریال های درحال پخشه. و من فکر میکنم با تمام نقاط قوت و ضعف هایی که این سریال داشت، سریال موفقی بود و بعد از درام در حال پخش دبلیو که از نیمه دوم به شدت ضعیف شد، این درام پیشرفتی برای لی جونگ سوک محسوب میشه.

اما این سریال اهداف قشنگی رو به نمایش درآورد. برای زندگیت بجنگ و برای زنده موندن تلاش کن، از آینده نترس و با قدرت پیش برو، درستکار باش و پاک زندگی کن، دل دیگرانو نشکن، اگر دیگران خدمتی بهت کردن وظیفشون نیست و لطف داشتن، سعی کن جبران کنی، آبروی دیگران هم به اندازه آبروی خودت مهمه و خیلی چیزای بزرگ و کوچیک دیگه ای که شما عزیزان بهتر از من متوجهید.

اما هدف بزرگ این سریال این بود که سرنوشت و تقدیر انسانها ثابت و از پیش تعیین شده نیست و تو میتونی تغییرش بدی شاید با یه حرکت کوچیک سرنوشت انسانهای زیادی رو تغییر بدی و مسیر زندگیشون عوض بشه.

اما زیباترین دیالوگ ها، دقایق پایانی سریال بود که پیشنهاد میکنم حتما ببینید. با چنین محتوایی: گاهی تو زندگی موقعیتایی پیش میاد که فکر میکنی دیگه تهشه اما وقتی میگذره و تموم میشه با یه لبخند ازش یاد میکنی…

و تصاویر پایانی سریال هم هرچند کلیشه ای بود اما پیام قشنگی داشت. بی حد و اندازه به بقیه خوبی کن شاید حرکت کوچیکی باشه اما نتیجه ی اون عمل بزرگه و ارزشمند. همون بخش پایانی که سلسله وار به هم نیکی میکردن و چقدر هم فرهنگ خوبیه. کاش از خودمون شروع کنیم…

ممنون از همراهیتون، منتظر نظرات ارزشمندتون هستم…

با چند تصویر بامزه که یادآور لحظات شیرینی در سریاله این نقد رو تموم میکنم.

برای دانلود سریال وقتی که خواب بودی کلیک کنید



راهنمای دانلود
  • - لطفا برای دانلود از نرم افزار های دانلود منیجر مانند IDM استفاده نمائید.
  • - زمان انتشار زیرنویس ها توسط مترجمان معلوم می گردد.
  • - در صورت هرگونه مشکل در دانلود کردن بخش آموزش سایت را مطالعه کنید.
  • - برای با خبر شدن از آخرین اخبار فیلم و سریال ها در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما عضو شوید.
  • - قبل از ارسال نظر لطفا نظرات دیگران را مطالعه نمائید شاید جوابتان را پیدا نمودید و در صورت درخواستی از بخش درخواستی استفاده کنید.
  • کانال تلگرام ما | پیج اینستاگرام ما

    37
    دیدگاه بگذارید

    avatar
    13 گفتگوها
    24 پاسخ ها
    0 دنبال کنندگان
     
    پرطرفدار ترین دیدگاه
    دیدگاه با بیشترین پاسخ
    15 تعداد نویسندگان دیدگاه
    سحریاسمینملیکاjasmineyasaman آخرین ارسال کنندگان دیدگاه
      اشتراک  
    جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
    آگاهی از :
    یاسمین
    مهمان
    یاسمین

    سلام ی سوال داشتم 🙂 میخواستم بگم من الان موندم اینو نگاه کنم یا دبلیو از نظر شما کودوم بهتره؟

    ملیکا
    مهمان
    ملیکا

    فیلم خوبی بود فقط سوزی نباید موهاشو کوتاه میکرد بهش نیومد

    jasmine
    مهمان
    jasmine

    راستی فقط من توقع داشتم که راز ووتاک یه چیز گنده تر باشه ؟؟؟ تو کل سریال زدن تو سرمون که قضاوت نکنیم چقدر خوب بود .. من اولش فک میکردم که دوست ووتاک قاتله بعد یاد شریک مشکوک افتادم که با اینکه دختره قاتل نبود همش به اون برمیگشت که خب اینم جهت گارد گرفتن دوربین و نشون میده که خب تو واقعیت ادما جهت میدن به قضاوتا و اینکه چقدر رشته حقوق سخته .. اینکه سالانه چقدر ادم امکان داره به اشتباه دستگیر شن و اینکه برای ندید گرفتن حقیقت کذبش کافی نیست کافیه ازش بد دفاع بشه… ادامه »

    yasaman
    مهمان
    yasaman

    من خودم از سوزی خوشم نمیاد و کلا سریالی رو به خاطر بازیگراش نمیبینم مثل دکتر رمانتیک که خب من بازیگراشو دوست نداشتم ولی سریال عالی بود .. و بعضی سریالا هستن چون کمی سطحشون پایینه به ژانر عاشقانش بسنده میکنیم ولی این اینطور نبود .. من ژانر عاشقانه کره ای هارو (عشق پاک و این حرفا ) دوست دارم ولی با اینکه تعداد صحنه های عاشقانش به اوه هیونگ دیگر و خیلیا نمیرسید این عشق حس بهتری رو به من میداد .. و راجع به نقدتون باید بگم که این عشق کودکی نبود فقط همو میشناختن دختره که کلا… ادامه »